*....................... هميشه ناتمام مي ماند حرفهاي من با خودم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

*به خدا من خيلي خسته ام

خيلي دلم مي خواهد از اينجا

به جانب آن رهايي آرام بي درد سر برگردم .

آيا تو قول ميدهي

دوباره من از شوق سادگي ... اشتباه نكنم.

اول انگار نگاهم كرد

اول نگار ساكت بود

بعد آهسته گفت :

برايت سنجاق سري از گيسوي رود و

خواب خاطره آوردهام .

آيا همين نشاني ساده

براي علامت علاقه كافي نيست ؟

 

سيد علي صالحي

 

 

 

*بسياري از چيزهاي بي فايده را از زندگي زدوده ام، خدا نزديك شد تا در يابد چه رخ داده است.

 

كريستيان بوبن _ زندگي از نو

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
elham

ترا هنوز اگر همتی به جا مانده ست سفر کنيم،سفر . سفر ادامهء بودن،ز سينه زنگ کدورت زدودن است-آری سفر کنيم و نينديشيم. سفر به عزم گريز؟ ـاين گمان مبر که مرا سفر به عزم ستيز است. سفر شکفتن آغاز و ترجمان شکوه است. سفر به عزم رهايی ز خيل اندوه است. سفر به عزم رسيدن به صبح هشياری ست. سفر کنيم،سفر ابتدای بيداري ست....حميد مصدق DELAM KHEYLI GEREFTE!!!HAMIN