ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۳ 

* حرف واسه نوشتن زياده ، اما شايد جاش اينجا نباشه ... يا شايد ميره تو اون دسته ي ... حرفهايي هست براي نگفتن ، حرفهايي كه هرگز سر به ابتذال گفته شدن نمي گذارند .............

 

 

* استاد راهنماي گلابي داشتن مزيت بزرگي يه مخصوصا اگه رئيس دانشكده هم باشه .

 

 

* يه توصيه ايمني !! اگه تو يه جمعي واستادين و دارين حرف مي زنين و مي بينين كه پتانسيل جمع بالاي و داره صداهاتون ميره بالا يا برين تو فضاي باز صحبت كنين يا برين يه جايي كه محل رفت و آمد استاداتون نباشه !!!!!؟؟؟؟؟( كسايي كه اونجا بودن

 مي فهمن من چي ميگم ؟! )

 

 

* اين ترم قراره مثل آدم درس بخونم ...... واسه اينكه مطمئن شم كه ميخوام فيزيك بخونم يا نه ... واسه اينكه ببينم ميشه تواناييها و دوست داشتن رو با هم يكي كرد يا نه ؟! (" يا نه" ها رو درست بخونين!!)

 

 

* جايزه نوبل فيزيك امسال هم معلوم شد؛ اين جايزه بطور مشترك به سه تا فيزيكدان

(David J.Gross , H.David Politzer , Frank wilczek ) كه كارشون درباره نيروي بين كوارك ها بود داده شد. ( اين نيروي قوي يكي از نيروهاي بنيادي طبيعته كه بين ذرات تشكيل دهنده پروتون ها و نوترون ها كه همون كوارك ها هستن وجود داره ) .

 

 

* رفته بودم بيرون واسه خونه يه سري خرت و پرت بخرم تو راه آقاي مقدم ( معلم حسابان دبيرستانمو ) ديدم . خيلي فرق نكرده بود يا شايد تنها چيزي كه توجهمو جلب كرد اين بود كه كچل تر شده بود . يه دفه دلم واسه اون روزا تنگ شد واسه ي همه خوبي ها و بدي هايي كه اون سال ها باهاشون بزرگ شدم .

 

 

*شهيداي شهر!

آخرش يه شب

ماه مياد بيرون ،

از سر اون كوه

بالاي دره

روي اين ميدون

رد ميشه خندون ...

يه شب ماه مياد

يه شب ماه مياد.

 

شبانه / هواي تازه / احمد شاملو  

 

 

*چه قدر چيزايي كه هيچ ربطي به هم ندارن نوشتم!!! برم كه هفته ديگه كوئيز كوانتوم دارم .

 

 


کلمات کلیدی: