ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸۳ 

*چرت و پرت

 

 خداي مسلمون ها ، خداي عجيب غريبي ي … بعضي وقتا يه عالمه دنبالش ميدويي حتي بر نميگرده بهت نگاه كنه، يعني اصلا انگار با آدم حال نمي كنه؛ تازه من ديدم كه برميگرده يه فوت ميكنه ميافتي اون وره دنيا ، بعد تا بخواي بلند شي دوباره شروع كني همه لاك پشت ها هم اومدن از كنارت رد شدن رفتن ! ولي باز بعضي وقتا بدون اينكه حتي بخواد بهش چشمك بزني همه چيزو اين قدر تر و تميز درست ميكنه كه كلي شرمندش ميشي و نميدوني چه جوري جبران كني . البته يه مشكل بزرگ ديگه هم وجود داره كه خدا بصورت رندم عمل ميكنه و مثلا اگه تو هميشه هم بچه گل گلابي باشي بازم احتمال اين وجود داره كه شوت بشي بيرون زمين ؛ كه باز اين خودش درجات مختلفي داره ممكنه زياد دور نشي و بشه باهات كرنر زد اما اگه مثلا بري تو تماشاچي ها كه ديگه هيچي ......... باز ممكنه كه اينقدر بچه ي غرغرو و  گندي شده باشي كه همه بخوان سر به تنت نباشه بعد يه دفعه خدا فاز ميده و كلي شنگول ميشي …… من واقعا بعضي وقتا گير مي كنم چي كار كنم . يه مسئله ديگه هم هست و اون اينه كه احساسي كه تو حالت اول بهت دست ميده معمولا خيلي موندگارتر از حالت دومه و اين به نظرم نامردي ي .  

 

 

 

* نطق پيش از دستور

 

………………….. حذف شد !؟

 

 

 

* من تو كف خلاقيت اين بشرها موندم ....... حدود يه هفته پيش نامزدي يه بنده خداي بود . اينا بعد از نامزدي بجاي اين چيزايي كه نميدونم بهش چي ميگن (بعد از اينكه مهموني تموم ميشه به هر خانواده يه دونه ميدن كه ببرن خونشون ) سي دي (يه گلچين از شجريان و شهرام ناظري) داده بودن !!!!  

 

 

 

* پاييز

 

خورشيد هاي خيس

مهتاب هاي كال

الماس هاي سرد

فانوس هاي تار

سر شاخه هاي غم

گلبرگ هاي مرگ

بيماري غروب

بيكاري غبار .

 

سياوش كسرايي _ دي 1331

 

 


کلمات کلیدی: