ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳۸۳ 

*....................... هميشه ناتمام مي ماند حرفهاي من با خودم .

 

 

*به خدا من خيلي خسته ام

خيلي دلم مي خواهد از اينجا

به جانب آن رهايي آرام بي درد سر برگردم .

آيا تو قول ميدهي

دوباره من از شوق سادگي ... اشتباه نكنم.

اول انگار نگاهم كرد

اول نگار ساكت بود

بعد آهسته گفت :

برايت سنجاق سري از گيسوي رود و

خواب خاطره آوردهام .

آيا همين نشاني ساده

براي علامت علاقه كافي نيست ؟

 

سيد علي صالحي

 

 

 

*بسياري از چيزهاي بي فايده را از زندگي زدوده ام، خدا نزديك شد تا در يابد چه رخ داده است.

 

كريستيان بوبن _ زندگي از نو

 


کلمات کلیدی: