ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳۸۳ 

* تو هفته ای که گذشت یه سری کارای تازه کردم ، یه سری احساسای جدیدو تجربه کردم و با یه مشت حرفا و برخوردای عجیب غریب روبرو شدم .

 

* دو شنبه رفتیم سمینار یکی از بچه فوقی یا که در رابطه با کوانتوم رندوم واکر بود خداییش طرف تقریبا هیچی حالیش نبود صرفا یه تعریف کلاسیکی و کوانتومی و یه سری مقایسه های مسخره همین .......... عصر هم چون بچه ی خوبی بودم و از اول هفته درس خونده بودم!! رفتیم کنسرت فسانه ( بداهه و مرکب نوازی تار، کمانچه، تنبک و دف) از اون سری کنسرتایی بود که کانون موسیقی دانشگاه علوم پزشکی برگزار میکنه بد نبود حتی واسه من که ریتم تابلو ملنگ پنج هشتمو با شیش هشتم اشتباه گرفتم ؟!

 

*نا شکیبا آلبوم جدید همایون شجریان و پشنگ کامکار ..............

 

* زلزله و یه عالمه حرف................... فقط یه چیزی؛ خیلی دوست داشتم زمانی که زلزله اومد تو سالن کنفرانس دانشگاه شریف بودم و خوشحالی بچه ها یی که کلی رو این موضوع کار کرده بودن  و اشک دکتر رحیمی تبار رو وقتی که زلزله اومد می دیدم. 

 

* شبی تاريک و بارانی 

پيرمرد در جستجوی کبريتی 

که در دست دارد .

يانيس ريتسوس  

 

  

 

 

 


کلمات کلیدی: