ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۳ 

*چند روزی ميشه سه تا دوست تازه پيدا کردم ، سه تا کلاغ سياهن که هر وقت پشت ميزم می شينم بهم زل می زنن . چيزه زيادی از نگاهشون نمی فهمم ، حرفم که نمی زنن ،فکر کنم بايد خودم سر صحبتو باز کنم

* امشب ماه گرفتگی بود خيلی خيلی محشر بود ............. با شکوه و آروم کننده اونم تو سکوت شب ...................... من ميرم دوباره ور دل آسمون بشينم ماهشو نيگا کنم !!!

 


کلمات کلیدی: