خود خویش (اتش - کیارستمی)
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳٩٠ 
ما از خود خویش توبه کردیم
کلمات کلیدی:
 
دوست میدارمش!؟
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳٩٠ 
?Is your secret safe tonight
?And are we out of sight
?Or will our world come tumbling down

?Will they find our hiding place
?Is this our last embrace
?Or will the walls start caving in
(It could be wrong, could be wrong)
But it should've been right
(It could be wrong, could be wrong)
Let our hearts ignite
(It could be wrong, could be wrong)
?Are we digging a hole
(It could be wrong, could be wrong)
This is outta control

(It could be wrong, could be wrong)
It could never last
(It could be wrong, could be wrong)
Must erase it fast
(It could be wrong, could be wrong)
But it could've been right
(...It could be wrong, could be)

Love is our resistance
They keep us apart and they won't stop breaking us down
And hold me, our lips must always be sealed

If we live our life in fear
I'll wait a thousand years
Just to see you smile again

Quell your prayers for love and peace
You'll wake the thought police
We can hide the truth inside

(It could be wrong, could be wrong)
But it should've been right
(It could be wrong, could be wrong)
Let our hearts ignite
(It could be wrong, could be wrong)
?Are we digging a hole
(It could be wrong, could be wrong)
This is outta control

(It could be wrong, could be wrong)
It could never last
(It could be wrong, could be wrong)
Must erase it fast
(It could be wrong, could be wrong)
But it could've been right
(...It could be wrong, could be)

!Love is our resistance
They keep us apart and they won't stop breaking us down
And hold me, our lips must always be sealed

The night has reached its end
We can't pretend
We must run
We must run
It's time to run

Take us away from here
Protect us from further harm
!Resistance

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ٧ تیر ۱۳٩٠ 

لیداااااااااااااااااا لامصب طاقت بیار ...


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی ... روزهایی برای مردن!
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳٩٠ 

مثل خیلی وقت ها دوست دارم بیشتر بنویسم ولی نمیشه!

*جنگل و قله جهان نما تجربه و برنامه خیلی خوبی بود. نفس کشیدیم بسیار بسیار!

*برای خودم زمزمه میکنم: طاقت بیار رفیق!

*آلبوم محاق رو دوست ندارم!؟ توصیه نمیشود.

*از ترافیک و سیستم حمل و نقل تهران متنفرم ...

 


کلمات کلیدی:
 
شب نوشت
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩٠ 

شب ها رو دوست دارم ... جایزه امشب مشق خواندنم میشود فردا پشت صحنه کپی برابر اصل در خانه سینما!

به امید روزهایی شادتر


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی - شب نوشت
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ 

موسیقی این روزهام دور تا نزدیک کامکارهاست! توصیه می شود.

اینجا لیدایی ست که بین یک مشت کاغذ و فایل گم شده است. شاید یه روزی دلم واسه همین شب هام تنگ بشه!؟


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی
ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز ٦ فروردین ۱۳٩٠ 

ما اونقدرها هم به خواب احتیاج نداریم!؟ 

ظاهرا شب زنده داری های سالی که گذشت در سال جدید نیز مستدام خواهد بود!

 

و ما همچنان دوره می کنیم، شب را و روز را و هنوز را!(معلومه دیگه مال خودم نیست!)


کلمات کلیدی:
 
اینجا بهار نشده است
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۳ فروردین ۱۳٩٠ 
مانده تا برف زمین آب شود
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر
 ناتمام است درخت
 زیر برف است تمنای شناکردن کاغذ در باد
 و فروغ تر چشم حشرات
 و طلوع سرغوک از افق درک حیات
مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سمبوسه و عید
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه‌‌ام
مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد
پس چه باید بکنیم
من که در سخت‌ترین موسم بی‌چهچهه‌ سال
تشنه زمزمه‌ام؟
بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم...!
 سهراب سپهری عزیز!

کلمات کلیدی:
 
همین جوری...
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ٧ اسفند ۱۳۸٩ 

خوشحالم کمی از جهان سومی بودن فاصله گرفتی!؟


کلمات کلیدی:
 
برای این روزها ...
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٩ 

در روز روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها، زیرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند.

احمد شاملو

پی نوشت: ممکنه یه کم اشتباه نوشته باشم!

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
...
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳۸٩ 

 

جدایی نادر از سیمین

 شب جدایی

جدایی ها رو باید ببینم و بشنوم!


کلمات کلیدی:
 
ماجراهای من و پایان نامه ام!
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳۸٩ 

من درس میخوانم، پس هستم...

یکی از مراحل پیشرفت کار، فولدر شدن لیدا روی دسکتاپ استاد گرام می باشد و جواب سلام به نسبت متفاوتی شنیدن ... و من ا... توفیق، باشد که رستگار شویم!؟

همیشه موقع انجام کارهایی از این جنس مشکلات عمده شخصیتی و روحی اینجانب ظهور پیدا میکنه ... آدم خواهم شد آیا من؟!


کلمات کلیدی:
 
زندگی و پایان نامه و موسیقی!
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ 

کاری بسیار زیبا که واقعا ارزش گوش دادن داره! جای خالی این جنس کار چقدر زیاده توی موسیقی.

Scheherzade Ballet - 2001 Nights / Kamkar Ensemble


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی
ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸٩ 

به یاد شب زنده داری های دیوانه وار سالی که میگذرد!؟


کلمات کلیدی:
 
برای خاطر زندگی
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٩ 

انسان سه راه دارد:

 راه اول از اندیشه می‌گذرد،

 این والاترین راه است.

 راه  دوم از تقلید می‌گذرد،

 این آسان‌ترین راه است.

 و راه سوم از تجربه

 می‌گذرد

 این تلخ‌ترین راه است.

 کنفوسیوس

پی نوشت: برای اینکه بخاطر داشته باشم یکی قبل از من هم با اینجور چیزا درگیر بوده!!!


کلمات کلیدی:
 
زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ دی ۱۳۸٩ 

میخواهم بخوابم و وقتی بیدار میشوم همه چیز تمام شده باشد، صدایش را بلندتر میکند، داد میزند، میفهمی همه چیز!؟ حسابش را گم کرده ام؛ چند وقت است به این امید خوابیده ام ...


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی
ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٩ 

نه برای ماندن رخت شادی را میپوشیم، نه برای رفتن. قبای ژنده ما ...


کلمات کلیدی:
 
روزمرگی - دانشگاه
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٩ 

چقدر دلم میخواد این جا از حصارهایی که هر سال داره بلند تر میشه، از این پارچه های سیاهی که همه جا رو پوشونده، از این صدای نوحه و عزاداری که توی فضای دانشگاه میپیچه، از قطع اتفاقی برق امروز دانشگاه ساعت ۴، از این روابطی که هیچی ازش نمیفهمی، از این ساخت و سازهای احمقانه ی دانشگاه و خیلی چیزای دیگه بنویسم ...

این جا نفس کشیدن سخته، حالا هوا آلوده باشد یا نباشد!؟ 


کلمات کلیدی:
 
زندگی و خیام
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸٩ 

می خوردن و گرد نیکوان گردیدن

به زان که به زرق زاهدی ورزیدن

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود

پس روی بهشت کس نخواهد دیدن

دیشب تا سپیده صبح، زیر بارون با زمزمه خیام گذشت ...  


کلمات کلیدی:
 
دعا !!!!!- کوروش
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸٩ 

خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها یا به قدرت بیکرانت دستانم را
توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن...


کلمات کلیدی: